تبلیغات
tanhaaaaaaaaaaaaaaai - مردن
تنها........................خداهم تنهاست

مردن

چهارشنبه 17 فروردین 1390 12:28 ب.ظ

نویسنده : hasti 18

ان شب باتمام وجودم گریه کردم باتمام وجودم

اشک میریختم چون بهترین کسم روازدست دادم

یکی که بعدازسالها بایه اتفاق کوچک ازهم

جدابشیم بایک حرف من که ازروی لجبازی

بهش  زدم وحال تنهای تنهام من ازتنهایی

میترسم من ازتنهاشدن نفرت دارم همیشه

حرفاش ارومم می کرد خندیدن نگاه کردنش امیدی

واسه قلبم بوداما..........

دیگه امیدی ندارم واسه زندگی

دیگه هدفی ندارم که بخوام بخاطراون زندگی کنم

نفس کشیدن هم برام سخته یکی روباتمام

وجودوست دارم امااون ازم دلگیره

اونقدرکه باحرف زدن وببخشیداروم نمیشه

کاش منوببخشه

خدایاکمکم کن نمیخوام عزیزترین کسم ازدستم

ناراحت باشه خدایا کاری کن

خدایا...................!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -